خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی (1) کلاس دهم انسانی

درس 4: اَلتَّعايُشُ السِّلْميُّ

بازدید70/9 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/10

اَلتَّعایُشُ السِّلْمیُّ
همزیستی مسالمت آمیز

لَقَد کانَتْ رِسالَةُ الْإسلامِ عَلَی مَرِّ الْعُصورِ قائِمَةً عَلَی أَساسِ الْمَنطِقِ وَ اجْتِنابِ أَیِّ إساءَةٍ؛ فَإنَّ اللّٰهَ یَقولُ:
رسالت اسلام با گذشت عصرها بر اساس منطق و دوری از بدی بوده است؛ همانا خداوند می‌فرماید:

﴿وَ لا تَستَوِی الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِئَةُ اِدفَعْ بِالَّتی هیَ أَحسَنِ فَإذَا الَّذی بَینَکَ و بَینَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلیٌّ حَمیمٌ﴾ فُصِّلَتْ: 34
«نیکی و بدی برابر نیست {همواره} با بهترین روش، بدی آن‌ها را دفع کن پس آن‌گاه آن کسی که بین تو و بین او دشمنی است، گویا او (که با تو سر دشمنی دارد) با تو دوست و گرم و صمیمی است.»

إنَّ الْقُرآنَ یَأمُرُ الْمُسلِمینَ أَلّا یَسُبّوا مَعبوداتِ الْمُشرِکینَ وَ الْکُفّارِ فَهوَ یَقولُ:
همانا قرآن به مسلمانان امر می‌کند که به معبودهای مشکران و کفار دشنام ندهید پس می‌فرماید:

﴿وَ لا تَسُبّوا الَّذینَ یَدعونَ مِن دونِ اللهِ فَیَسُبّوا اللهَ ...﴾ الْأنعام: 108
«و کسانی که به جای الله می‌خوانند (می‌پرستند) دشنام ندهید که آنها نیز به الله دشنام دهند.»

اَلْإسلامُ یَحتَرِمُ الْأَدیانَ الْإلٰهیَّةَ؛ ﴿قُلْ یا أهلَ الْکِتابِ تَعالَوا إلَی کَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکُم أَلّا نَعبُدَ إلّا اللهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیئاٍ﴾ آلُ عِمران: 64
دین اسلام به همه ادیان احترام می‌گذارد. «بگو ای اهل کتاب به سوی سخنی بیایید که در بین ما و بین شما یکسان است که جز خداوند را عبادت نکنیم و به او شرک نورزیم.»

یُؤَکِّدُ الْقُرآنُ عَلَی حُرّیَّةِ الْعَقیدَةِ: ﴿لا إکراهَ فِی الدّینِ…﴾ الْبقرة: 256
قرآن به آزادی عقیده تأکید می‌کند: «هیچ اجباری در دین نیست....»

لا یَجوزُ الْإصرارُ عَلَی نِقاطِ الْخِلافِ وَ علَیَ العُْدوانِ، لِأَنَّهُ لا ینَتفَِعُ بِهِ أَحَدٌ؛ وَ علَیَ کُلِّ النّاسِ أَن یَتعایَشوا مَعَ بَعضِهِم تَعایُشاً سِلْمیّاً، مَعَ احْتِفاظِ کُلٍّ مِنهُم بِعَقائِدِهِ؛
اصرار بر نقاط اختلاف و دشمنی جایز نیست. زیرا کسی از آن سود نمی‌برد؛ و بر همۀ مردم است که با حفظ عقادیشان با یکدیگر همزیستی مسالمت‌آمیزی داشته باشند،

لِأَنَّهُ ﴿کُلُّ حِزبٍ بِما لَدَیهِم فَرِحونَ﴾ الرّوم: 32
زیرا «هر گروهی(فرقه‌ای) به آن چه دارد خوشحال است.»

اَلْبِلادُ الْإسلامیَّةُ مَجموعَةٌ مِنَ الشُّعوبِ الْکَثیرَةِ، تَختَلِفُ فی لُغاتِها وَ أَلْوانِها.
سرزمین‌های اسلامی مجموعه‌ای هستند از ملت‌های زیاد که در زبان‌ها و رنگ‌هایشان اختلاف دارند.

قالَ اللّٰهُ تَعالَی: ﴿یا أَیُّها النّاسُ إنّا خَلَقْناکُم مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَلْناکُم شُعوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللهِ أَتقاکُم﴾ اَلْحُجُرات: 13
خداوند بزرگ و متعال فرمود: «ای مردم همانا شما را از مرد و زنی آفریدم و شما را ملت‌ها و قبیله‌هایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید همانا گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقواترین شما است.»

یَأْمُرُنا الْقرآنُ بِالْوَحدَةِ. ﴿وَ اعْتَصِموا بَحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقوا …﴾ آلُ عِمران: 103
قرآن ما را به وحدت امر می‌کند. «و همگی به ریسمان خداوند چنگ بزنید و پراکنده نشوید...»

یَتَجَلَّی اتِّحادُ الُْأَمَّةِ الْإسلامیَّةِ فی صُوَرٍ کَثیرَةٍ، مِنهَا اجْتِماعُ الْمُسلِمینَ فی مَکانٍ واحِدٍ فی الْحَجِّ.
اتحاد امت اسلامی در شکل‌های زیادی، از جمله اجتماع مسلمانان در مکانی واحد در حج جلوه‌گر می‌شود.

اَلْمُسلِمونَ خُمْسُ سُکّانِ الْعالَمِ، یَعیشونَ فی مِساحَةٍ واسِعَةٍ مِنَ الْأَرضِ مِنَ الصّینِ إلَی الْمُحیطِ الْأَطلَسیِّ.
مسلمانان یک پنجم ساکنان جهان هستند در مساحتی وسیع از سرزمین چینی تا اقیانوس اطلس زندگی می‌‌کنند.

قالَ الْإمامُ الْخُمَینیُّ رَحِمَهُ اللّٰهُ: … إذا قالَ أَحَدٌ کَلاماً یُفَرِّقُ الْمُسلِمینَ، فَاعْلَموا أَنَّهُ جاهِلٌ أَوْ عالِمٌ یُحاوِلُ إیجادَ التَّفرِقَةِ بَینَ صُفوفِ الْمُسلِمینَ.
امام خمینی که رحمت خداوند بر او باد فرمود: هرگاه سخنی را بگوید که بین مسلمانان را تفرقه بیاندازد پس بدانید که او نادان است یا عالمی است که برای پراکندن اختلاف بین صف‌های مسلمانان تلاش می‌کنند. **

وَ قالَ قائِدُنا آیَةُ اللّٰهِ الْخامنئیّ: مَن رَأَی مِنکُم أَحَداً یَدعو إلَی التَّفرِقَةِ، فَهُوَ عَمیلُ الْعَدوِّ.
و رهبر ما آیت الله خامنه‌ای فرمودند: هر کس از شما کسی را ببیند که به تفرقه دعوت می‌کند پس او مزدور است.

لغات جدید

اِحتَرَمَ: احترام گذاشت تَفَرَّقَ: پراکنده شد قائِم: استوار، ایستاده
اِحتِفاظ: نگاه داشتن لا تَفَرَّقوا: پراکنده نشوید سَبَّ: دشنام داد
إساءَة: بدی کردن جازَ: جایز است سُکّان: ساکنان
اِستَوَی: برابر شد حَبل: طناب «جمع: حِبال» سِلمْیّ: مُسالمت آمیز «سِلْم: صلح»
أَشْرَکَ: شریک قرار داد حُرّیَّة: آزادی سَواء: یکسان
اِعتَصَمَ: چنگ زد (با دست گرفت) حَمیم: گرم و صمیمی عَلَی مَرِّ الْعُصورِ: در گذر زمان
أَکَّدَ: تأکید کرد خِلاف: اختلاف عَمیل: مزدور «جمع: عُمَلاء»
أُنثَی: زن، ماده خُمْس: یک پنجم فَضْل: برتری، فزونی
أَلّا: که ن ...
أَلّا نَعبُدَ: که نپرستیم (أَنْ+لا+نَعبُدُ)
دَعا: فرا خوانْد، دعا کرد «یَدعونَ: فرا می‌خوانند» لَدَی: نزد «لَدَیْهِم: دارند»
أَیُّ إساءَةٍ: هرگونه بدی، هرگونه بی ادبی ذَکَر: مرد، نر مَعَ بَعض: با همدیگر
تَجَلَّی: جلوه گر شد فَرِحٌ: شاد مِنْ دونِ اللّٰهِ: به جای خدا، به غیر خدا
تَعارَف: یکدیگر را شناختن
«لِتَعارَفوا: تا یکدیگر را بشناسید.»
فَرَّقَ: پراکنده ساخت  
تَعایَشَ: همزیستی داشت
«أَن یَتَعایَشوا تَعایُشاً سِلْمیّاً: که همزیستی مسالمت آمیز کنند.»
قائِد: رهبر  
عَیِّنِ الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ

 

1- یَجوزُ الْإصرارُ عَلَی نِقاطِ الْخِلافِ وَ الْعُدوانِ، لِلدِّفاعِ عَنِ الْحَقیقَةِ. نادرست
پافشاری بر نقاط اختلاف و دشمنی برای دفاع از حقیقت جایز است.

2- رِسالَةُ الْإسلامِ قائِمَةٌ عَلَی أَساسِ الْمَنطِقِ وَ اجْتِنابِ الْإِساءَةِ. درست
پیام اسلام بر اساس منطق و دوری از بدی کردن استوار است.

3- عَلَی کُلِّ النّاسِ أَن یَتعایَشوا مَعَ بَعضِهِم تَعایُشاً سِلْمیّاً. درست
بر همه مردم واجب است که با یکدیگر مسالمت‌آمیز همزیستی کنند.

4- لِبَعضِ الشُّعوبِ فَضلٌ عَلَی الْآخَرینَ بِسَبَبِ اللَّونِ. نادرست
برخی از ملت‌ها به علت رنگشان بر بعضی دیگر برتری دارند.

5- رُبعُ سُکّانِ الْعالَمِ مِنَ الْمُسلِمینَ. نادرست
یک چهارم ساکنان جهان مسلمان هستند.

اِعلَموا (اَلْفِعْلُ الثُّلاثیُّ الْمَزیدُ 2)

در درس گذشته با چهار باب از فعل‌های «ثُلاثی مزید» آشنا شدیم. با چهار باب ثلاثی مزید دیگر (تَفاعُل، تَفعیل، مُفاعَلَة و إفعال) آشنا شوید.

اَلمْاضی اَلْمُضارع اَلْأَمَر اَلْمَصدَر
تَفاعَلَ یَتَفاعَلُ تَفاعَلْ تَفاعُل
فَعَّلَ یُفَعِّلُ فَعِّلْ تَفْعیل
فاعَلَ یُفاعِل فاعِلْ مُفاعَلَة
أَفْعَلَ یُفْعِلُ أَفْعِلْ إِفْعال

اَلبْاب

اَلْماضی

اَلْمُضارِع

اَلْأَمر

اَلْمَصدَر

تَفاعُل

تَشابَهَ: همانند شد

یَتَشابَهُ: همانند می‌شود

تَشابَهْ: همانند شو

تَشابُه: همانند شدن

تَفعیل

فَرَّحَ: شاد کرد

یُفَرِّحُ: شاد می‌کند

فَرِّحْ: شاد کن

تَفریح: شاد کردن

مُفاعَلَة

جالَسَ: همنشینی کرد

یُجالِسُ: همنشینی می‌کند

جالِسْ: همنشینی کن

مُجالَسَة: همنشینی کردن

إفعال

أَخْرَجَ: بیرون آورد

یُخْرِجُ: بیرون می‌آورد

أَخْرِجْ: بیرون بیاور

إِخْراج: بیرون آوردن

اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ

تَرجِمِ الْأَفعالَ الثُّلاثیَّةَ الْمَزیدَةَ، وَ اکْتُبْ بابَها.
ماضی مضارع امر مصدر باب
تَعامَلَ: داد و ستد کرد یَتَعامَلُ: داد و ستد می‌کند تَعامَلْ: داد و ستد کن تَعامُل: داد و ستد کردن تَفاعُل
عَلَّمَ: یاد داد یُعَلِّمُ: یاد می‌دهد عَلِّمْ: یاد بده تَعْلیم: یاد دادن تَفعیل
کاتَبَ: نامه نگاری کرد یُکاتِبُ: نامه نگاری می‌کند کاتِبْ: نامه نگاری کن مُکاتَبَة: نامه نگاری کردن مُفاعَلَة
أَجْلِسْ: نشست یُجْلِسُ: می‌نشیند أَجْلِسْ: بنشین إِجْلاس: نشاندن إفعال

حِوارٌ: فی صالَةِ التَّفتیشِ بِالْجَمارِکِ

در گروه‌های دو نفره شبیه گفت‌و‌گوی زیر را در کلاس اجرا کنید.
(فی صالَةِ التَّفتیشِ بِالْجَمارِکِ)
(گفت‌و‌گویی در سالن بازرسی گمرک)
شُرطیُّ الْجَمارِکِ
پلیس گمرک
اَلزّائِرَةُ
زائر
اِجلِبی هٰذِهِ الْحَقیبَةَ إلَی هُنا.
این چمدان را این جا بیاور
عَلَی عَینی، یا أَخی، وَلٰکِنْ ما هیَ الْمُشکِلَةُ؟
به روی چشم، ای برادرم، ولی مشکل تو چیست؟
تَفتیشٌ بَسیطٌ.
بازرسی ساده
 لا بأَسَ.
اشکالی ندارد.
عَفواً؛ لِمَن هٰذِهِ الْحَقیبةُ؟
ببخشید، این چمدان برای کیست؟
لِأُسرَ تی.
برای خانواده‌ام.
اِفتَحیها مِنْ فَضلِکِ.
لطفا آن را باز کن.
تَفَضَّلْ، حَقیبَتی مَفتوحَةٌ لِلتَّفتیشِ.
بفرمایید، چمدانم برای بازرسی باز است.
ماذا فی الْحَقیبَةِ؟
چه چیزی در چمدان است؟
فُرشاةُ الْأَسنانِ و الْمَعجونُ وَ الْمِنشَفَةُ وَ الْمَلابِسُ …
مسواک و خمیر دندان و حوله و لباس‌ها ....
ما هٰذَا الْکِتابُ؟
این کتاب چیست؟
لَیسَ کِتاباً؛ بَلْ دَفْتَرُ الذِّکرَیاتِ.
کتاب نیست؛ بلکه دفتر خاطرات است.
ما هٰذِهِ الْحُبوبُ؟
این قرص‌ها چیست؟
حُبوبٌ مُهَدِّئَةٌ، عِندی صُداعٌ.
قرص‌های آرام بخش، من سر درد دارم.
هٰذِهِ، غَیرُ مَسموحَةٍ. 
این غیر مجاز است.
 وَ لٰکِن أَنا بِحاجَةٍ إلَیها جِدّاً.
اما من واقعاً به آن‌ها نیاز دارم.
لا بأَسَ.
اشکالی ندارد
شُکراً.
متشکرم
اِجمَعیها وَ اذْهَبی.
آن‌ها را جمع کن و برو.
فی أَمانِ اللّٰهِ.
در امان خدا.

التَّمارین

اَلتَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 51 کتاب درسی)

 
أَیُّ کَلِمَةٍ مِنْ کَلِماتِ النَّصِّ، تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیَةَ؟

1- رَئیسُ الْبِلادِ، اَلَّذی یَأمُرُ الْمَسؤولینَ وَ یَنصَحُهُم لِأَداءِ واجِباتِهِم. (القائد: رهبر)
رئیس کشور، کسی است که به مسئولین دستور می‌دهد و آنها را بر انجام تکالیفشان نصحیت می‌کند.

2- إدارةٌ مَسؤولَةٌ عَنِ الصّادراتِ إلَی الْخارِجِ وَ الوارِداتِ إلَیها. (جَمارِک: گمرک)
اداره‌ای که مسئول صادرات و واردات به آن است.

3- عَرَفَ الْبَعْضُ الْبَعضَ الْآخَرَ. (التعارف: آشنایی)
آشنا شدن برخی با برخی دیگر.  

4- اَلَّذی یَعمَلُ لِمَصلَحَةِ الْعَدوِّ. (العَمیل: مزدور)
کسی که به نفع دشمن کار می‌کند.

5- جُزءٌ واحِدٌ مِنْ خَمسَةٍ. (خُمس: یک پنجم)
یک بخش از پنج است.

اَلتَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 51 کتاب درسی)

 
ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَةً مُناسِبَةً مِنَ الْکَلِماتِ التّالیَةِ. «کَلِمَتانِ زائِدَتانِ»

سَواءٍ / الشَّعبُ / یَجوزُ / قائِمَةً / فَضْلٌ / لَدَیَّ / مِنْ دونِ

1- لَدَیَّ جَوّالٌ تَفرُغُ بَطّاریَّتُهُ خِلالَ نِصفِ یَومٍ.
تلفن همراهی دارم که باتری‌اش در طی نصف روز خالی می‌شود.

2- زُمَلائی فِی الدَّرسِ عَلَی حَدٍّ سَواءٍ.
همکلاسی‌هایم در درس یکسان هستند.

3- لِصَدیقی فَضْلٌ فی حُسْنِ الْخُلُقِ.
دوستم در خوش خلقی برتری دارد.

4- لا یَقبَلُ الشَّعبُ الْإیرانیُّ أَیَّ ضَغْطٍ.
ملت ایرانی فشار را نمی‌پذیرد

5- لا تَعبُدوا مِنْ دونِ اللّٰهِ أَحَداً.
غیر از خدا کسی را عبادت نکنید.

اَلتَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 52 کتاب درسی)

 
تَرجِمْ إلَی الْفارِسیَّةِ. (هَلْ تَعلَمُ أَنَّ...)

1- … الزَّرافَةَ لا تَنامُ فی الْیَومِ الْواحِدِ إلّا أَقَلَّ مِن ثَلاثینَ دَقیقةً وَ عَلَی ثَلاثِ مَراحِلَ؟
زرافه در یک روز کمتر از سی دقیقه و در سه مرحله می‌خوابد؟

2- … مَقبَرَةَ «وادِی السَّلامِ» فی النَّجَفِ الْأَشرَفِ مِن أَکبَرِ الْمَقابِرِ فی الْعالَمِ؟
قبرستان «وادی السلام» در نجف اشرف از بزرگ‌ترین قبرستان‌ها در جهان است؟

3- … الصّینَ أَوَّلُ دَولَةٍ فی الْعالَمِ اسْتَخدَمَتْ نُقوداً وَرَقیَّةً؟
چین اولین کشور در جهان است که پول کاغذی (اسکناس) را به کار گرفت؟

4- … الْفَرَسَ قادِرٌ عَلَی النَّومِ واقِفاً عَلَی أَقدامِهِ؟
اسب می‌تواند ایستاده روی پاهایش بخوابد؟

5- … أَکثَرَ فیتامین C لِلْبُرتُقالِ فی قِشرِهِ؟
بیشترین ویتامین سی برای پرتغال در پوستش است؟

اَلتَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 53 کتاب درسی)

 
تَرجِمِ الْأَحادیثَ النَّبَویَّةَ وَ اکْتُبْ نَوعَ الْأَفعالِ الَّتی تَحتَها خَطٌّ.

1- قَلبٌ لَیْسَ فیهِ شَیءٌ مِنَ الْحِکمَةِ کَبَیتٍ خَرِب فَتَعَلَّموا وَ عَلِّموا وَ تَفَقَّهوا، وَ لا تَموتوا جُهّالاً؛ فَإِنَّ اللهَ لا یَعْذِرُ عَلَی الْجَهلِ.
قلبی که در آن چیزی از حکمت نیست مانند خانه‌ای خراب است. پس یاد بگیرید و یاد دهید و اندیشه کنید و نادان نمیرید؛ زیرا خداوند به خاطر نادانی عذر نمی‌پذیرد.
عَلِّموا: امر
لا یَعْذِرُ: مضارع

2- تَعَلَّموا الْعِلْمَ وَ تَعَلَّموا لَهُ السَّکینَةَ وَ الْوَقارَ وَ تَواضَعوا لمَِنْ تَتَعَلَّمونَ مِنْهُ وَ لمَِنْ تُعَلِّمونَهُ.
علم را یاد بگیرید و برای آن آرامش و متانت را یاد بگیرید و نسبت به کسی که از او یاد می‌گیرید و به کسی که به او یاد می‌دهید فروتن باشید.
تَعَلَّموا: امر
تَواضَعوا: امر
تَتَعَلَّمونَ: مضارع
تُعَلِّمونَهُ: مضارع

3- مَثَلُ المُؤمِنِ کَمَثَلِ العَطّارِ إنْ جالَستَهُ نَفَعَکَ، وَ إنْ ماشَیْتَهُ نَفَعَکَ، وَ إنْ شَارَکتَهُ نَفَعَکَ.
مثل مؤمن مانند عطار (عطر فروش) است اگر با او هم‌نشینی کنی به تو سود می‌رساند و اگر با او همراه شوی به تو سود می‌رساند و اگر با او مشارکت کنی به تو سود می‌رساند.
شَارَکتَهُ: ماضی

4- اَلْمُؤمِنُ مَن آمَنَهُ النّاسُ عَلیٰ دِمائِهم وَ أَموالِهِم.
مؤمن کسی است که مردم، بر جان‌ها و اموال خود، او را امین بدانند.

5- لا تَجْتَمِعُ خَصلَتانِ فی مُؤمِنٍ: الْبُخلُ وَ الْکِذبُ.
دو ویژگی در مؤمن جمع نمی‌شود: خساست و دروغ
لا تَجْتَمِعُ: مضارع

اَلتَّمْرینُ الْخامِسَ (صفحهٔ 54 کتاب درسی)

 
تَرجِمْ أفعالَ هٰذَا الْجَدوَلِ وَ مَصادِرَها.
اَلْماضی اَلْمُضارِعُ اَلْمَصدَرُ اَلْأَمرُ
أَنتَجَ: تولید کرد یُنْتِجُ: تولید می‌کند إنْتاج: تولید کردن أَنْتِجْ: تولید کن
شَجَّعَ: تشویق کرد یُشَجِّعُ: تشویق می‌کند تَشْجیع:تشویق کردن شَجِّعْ: تشویق کن
ساعَدَ: کمک کرد یُساعِدُ: کمک می‌کند مُساعَدَة: کمک کردن ساعِدْ: کمک کن
تَساقَطَ: افتاد یَتَساقَطُ: می‌افتاد تَساقُط: افتادن تَساقَطْ: بیفت
اِسْتَخْدَمَ: بکار گرفت یَسْتَخْدِمُ: بکار می‌گیرد اِسْتِخْدام: بکار گرفتن اِسْتَخْدِمْ: بکار گیر
اِنْتَفَعَ: سود برد یَنْتَفِعُ: سود می‌برد اِنْتِفاع: سود بردن اِنْتَفِعْ: سود ببر
تَعَلَّمَ: یاد گرفت یَتَعَلَّمُ: یاد می‌گیرد تَعَلُّم: یاد گرفتن تَعَلَّمْ: یاد گیر
اِنْکَسَرَ: شکاند یَنْکَسِرُ: می‌شکاند  اِنْکِسار: شکاندن اِنْکَسِرْ: بشکن

اَلتَّمْرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 55 کتاب درسی)

 
تَرجِمِ الْآیاتِ وَ اکْتُبْ نَوعَ الْأَفعالِ فیها وَ صیَغَها.    *نورُ السَّماءِ*

1- ﴿وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُم﴾ اَلْبَقَرَة: 22
و از آسمان، آبی فرستاد، پس با آن میوه‌ها را روزی برای شما در آورد. (پدید آورد).
أَنْزَلَ: ماضی، مفرد مذکر غایب / أخْرَجَ: ماضی، مفرد مذکر غایب

2- ﴿اَللهُ وَلی الَّذینَ آمَنوا یُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إلَی النّورِ﴾ اَلْبَقَرَة: 257
خداوند یار کسانی است که ایمان آوردند، آن‌ها را از تاریکی‌ها به سوی نور خارج می‌کند.
آمَنوا: ماضی، جمع مذکر غایب / یُخْرِجُ: مضارع، مفرد مذکر غایب

3- ﴿فَاصْبِرْ إنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ﴾ غافِر: 55
پس صبر کن، به درستی که وعدۀ خداوند حق است و برای گناهت طلب مغفرت کن.
اصْبِرْ: امر، مفرد مذکر مخاطب / اسْتَغْفِرْ: امر، مفرد مذکر مخاطب

4- ﴿وَ بِالْحَقِّ أَنزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ﴾ اَلْإسراء: 105
و آن را به حق نازل کردیم و به حق نازل شد.
أَنزَلْناهُ: ماضی، متکلّم مع الغیر / نَزَلَ: ماضی، مفرد مذکر غایب

5- ﴿وَ یُعَلِّمُهُم الکَتابَ وَ الْحِکمَةَ﴾ آلُ عِمران: 164
و آنان را کتاب [قرآن] و حکمت می‌آموزد.
یُعَلِّمُ: مضارع، مفرد مذکر غایب

6- ﴿قالَ إنّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمونَ﴾ اَلْبَقَرَة: 30
گفت: قطعاً من می‌دانم آن‌چه را شما نمی‌دانید.
قالَ: ماضی، مفرد مذکر غایب / أَعْلَمُ: مضارع، متکلّم وحده / تَعْلَمونَ: مضارع، جمع مذکر مخاطب

درس 4: اَلتَّعايُشُ السِّلْميُّ